خرید بک لینک
یکی از مسائل سخت شنیدن دردو دل و فشار ها در کودکی هستدیدن گریه های مادر و فریادهای پدر هستنمیدونستی حق با کیه که الان میگم حق با بچه بودچرا بچه باید مجبور باشه پدر ومادر والدش باشهجنگ ۷سال بود و کلی کشته و موجی و جانباز داشت و هنوز یادش و اثارش هستاما جنگ توی خانه ما انگار اتمام نداردنمیدونم چرا همیشه اصرار دارند تا زنده بودن باید دعوا کنندحاکمین کسورها برای قدرت میجنگند و درنهایت هم تمام میشه و البته هیچ گاه خود حاکمین اسیب خاص نمیبینندچرا به کدامین گناه باید در حد یک روانپریش لرزان رسیده باشم

برچسب: نویسنده: باربد میرزاپور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:06

حسرت

حسرت خیلی چیزها به دلمون موند

حسرت لبخند ماندگار برای یک روز مفصل

حسرت یک خواب راحت که با صدایی ناگهانی بپرم و نه کابووس ببینم

حسرت شعل هایی که دوست داشتم

حسرت یک عید یا جشن واقعی

حسرت خیلی از شما وبلاگ نویس هایی که یا دارید از رشدتون مینویسید یا اموزشی یا ......

حسرت کمی زندگی

حسرت تمام چیزهایی که ان زن و مرد (مثلا پدرومادر) از من و خواهرانم گرفتند

برچسب: نویسنده: باربد میرزاپور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:06

تقدس

هیچ کلام مقدسی در این دنیای روی زمین وجود ندارد

مادر

پدر

عشق

استاد

....

هیچ کدام مقدس نیستند.

هر کدام می توانند مانند دیو و شیطانی تمام تو را از خودت بگیرند

البته در مورد عشق هیچ تصوری ندارم فکر میکنم کلمه خیالی مانند ققنوس باشد

اصلا حتی فرصتش نداشتم برم دنبالش ببینم چی هست

مگه نباید از دل همون مادر وپدر بیاد؟ وخخخخ حالم بهم خورد

برچسب: نویسنده: باربد میرزاپور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:06

کلاس دوم فکر کنم بودم که من کلاس زبان هم نوشتند حوصله و علاقه خاصی نداشتم زمان هایی که هفته ظهری باشی بعد از ۵_۶ساعت مدرسه خورد و خسته بری کلاس که چی بشهزور بوداخه بچه اون سن از حروف ابتدا میشد باز اول راهنمایی ومدرسه هم ازاون مطالب آغاز میشدمن دلم نمیخواست فکر کنم به هر زوری بود ۹سال کلاس رفتم و تهش الان هیچ دست اوردی ازاون کلاس ها ندارمترجمه کردن فقط حدودی بلدم که اونم از دانشگاه به خاطر کتاب های انگلیسی راهنما و...یاد گرفتماخ که چقدر من توی اون زمان ها اذیت شدم و هیچ وقت توجه نشد که من خودم چ

برچسب: نویسنده: باربد میرزاپور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:06

وقتی پزشک باشی و بیماری زودتر بفهمی شاید هم خوب هم بد باشعمثلا زودتر دنبال درمانش می ری و بد چونکه زودتر هم میفهمی کاری ازدستت برنمیاداما روانشناسی بسیار گسترده تر از پزشکی هستکلی کتاب خوندی بازهم ممکن هیچ فایده ای برات نداشته باشندیه سری بیماری مثل پارانویید نه مسکنی داره نه اطرافیان می تونند بیخیال بشند خلاصه جوری زندگی به همه زهر میکنی که ....راه فرار نداره قرص مشخص که بگی شخص طبیعی میکنه ندارهاصلا ادم پارانوییدی حاضر به درمان نمیشهبه دیدن تباهی نشستم که اتمامی نیست

برچسب: نویسنده: باربد میرزاپور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:06

تجاوز فقط جنسی نیستاینکه مشکلات بچه ها بدونند اینکه دردهاتون روی دل بچه زیر ۱۵سال هوار کنید دارید بهش تجاوز میکنیدگاهی فکر میکنید وووو چه بچه مسیولیت پذیری باراوردماما اون زیر بار مشکلات شما له شدهاسترس از صبح تا شب حتی توی خواب خفش میکنهاگر نمیتونید بچه رو تو ارامش و حال خوب بزرگ‌کنید لطفا فرزند نیاریدالان من زیر بار فکرشون دارم منفجر میشمبدون اینکه ازدواج کنم یا شغلی داشته باشم در دهه ۳۰ سالگی ،مادر شدم پدر شدم دکتر شدم مراقب شدم .....اما در واقعیت درونم فقط کودک بیمارم کودکی که درخلوت خودش گر

برچسب: نویسنده: باربد میرزاپور تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 3:06

صفحه بندی